لوئیس سکر نویسنده ی نام آشنای آمریکایی داستان های کودکان، در سال 1987 کتابی را منتشر کرد به نام” there’s a boy in the girls bathroom” یا "یک پسر در حمام دختران است" اما مترجم احتمالا به خاطر محدودیت های اعمال شده تصمیم گرفته آن را به صورت کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر ترجمه کند. پروین علی پور ترجمه این کتاب را به عهده گرفته و این کتاب توسط نشر افق چاپ شده است. لوئیس سکر با نبوغ و داستان گویی شیرین خود کودکان و حتی بزرگسالان را از سراسر جهان عاشق کتاب های خود کرده و برای کتاب ته کلاس، ردیف آخر صندلی آخر موفق به دریافت 19 جایزه به انتخاب کودکان و نوجوانان شده است. امیدواریم بتوانیم در ادامه به شما برای انتخاب کتابی مناسب برای خودتان یا هدیه ای به کوچک ترها کمک کنیم.
لوئیس سکر در مارچ 1954 در آمریکا متولد شد. نوشتههای او عمدتا در حوزهی کودک و نوجوان است. سکر به کودکان علاقهی زیادی دارد و به نظر میرسد که کودکان نیز همین احساس را نسبت به او دارند. سکر تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا گذراند. در زمان تحصیل خود برای گرفتن امتیازات دانشجویی شروع به کمک کردن در یکی از دبستان های کالیفرنیا کرد و بعد ها از آن دوره از زندگی خود به عنوان بهترین کلاس و تجربهای که زندگی او را عوض کرد یاد کرد. تجربه ای که در نوشته هایش مخصوصا در کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر به وضوح دیده میشود.
سکر تحصیلات خود را در سال 1976 با مدرک اقتصاد تمام کرد و بلافاصله شروع به نوشتن کرد. او اولین کتاب خود را به نام "sideways stories from wayside school”" در سال 1978 چاپ کرد. داستان در یک دبستان اتفاق میافتاد و عناصر ماوراء طبیعه نیز در خود داشت. او دوباره این بار برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه رفت و بعد از فارغ التحصیل شدن، نوشتن را در کنار شغلش در زمینه های قضایی انجام میداد. در سال 1989 او به قدری خواننده داشت که این بار نویسندگی را به صورت کاری تمام وقت انجام بدهد. از روی کتاب های او یک فیلم و سریال نیز ساخته شده است. سکر اکنون با همسر و دخترش در تگزاس زندگی میکند.
این کتاب داستان بردلی چاکرز است. او کلاس چهارم را تجدید شده برای همین بزرگ ترین دانش آموز کلاس پنجم است. او در ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر می نشیند و هیچ توجهی به درس نمیکند. او ترجیح میدهد که نقاشی بکشد، کاغذ دفترش را تیکه تیکه کند و هر کار بیخود دیگری را انجام دهد ولی به درس توجه نکند. او به این که درس هایش را رد می شود افتخار میکند و میخواهد همه از او متنفر باشند تا او را تنها بگذارند و همه از او متنفرند، حتی معلم هایش. داستان بردلی در کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر وقتی شروع به تغییر میکند که دانش آموز جدیدی به نام جف فیشکین از واشنگتن به مدرسه آن ها منتقل میشود. او سعی میکند با بردلی دوست بشود ولی او زیر بار نمی رود. در همین حال مدرسه مشاور جدیدی استخدام میکند به نام کارلا که بسیار برای ملاقات کردن بردلی مشتاق است و دوست دارد به او کمک کند. در ادامه ما تاثیر کارلا را بر او و دیگر شاگردان مدرسه میبینیم. شخصیت کارلا در کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر از شخصیت همسر خود سکر اقتباس شده است .
در ادامه با ما برای نقدی بر این کتاب دوست داشتنی همراه باشید.
این کتاب غمگین نیست ولی تقریبا 50 درصد افرادی که کتاب را میخوانند در اواسط آن به هق هق میافتند! دلیل آن مشخص است. مسئلهی کودک در جوامع مختلف به خصوص در دوران ما بسیار حساس است. همه میدانند که بردلی بچهی خوبی نیست ولی این را هم میدانند که او ذاتا این گونه نبوده. حداقل مشاور داستان، کارلا به این مسئله توجه میکند. او از بردلی ناامید نمیشود، او بردلی را همراهی میکند برای بیرون انداختن هیولا های درونش. و چقدر ما به امثال کارلا در مدارسمان احتیاج داریم. نوجوانانی که پرخاشگر هستند و معلم ها فکر میکنند که با سرکوب کردن آن ها به اصطلاح آنها را سر جای خود مینشانند غافل ازآن که این رفتار فقط موجب میشود که بزرگترهای ناسالمی را تحویل جامعه دهند. وقتی که دیگران بردلی را هیولا صدا میزنند و او پس از مدتی حتی از آن ناراحت نمیشود زیرا در درون خود قبول کرده است که یک هیولا است. ولی بردلی پشت نقاب هیولایی که به خود زده فقط یک بچه ی معصوم است. موضوع تاسف بر انگیز این است که در این جهان کارلاها بسیار کماند و بردلی ها زیاد! بسیاری از معلمان مدرسه این کتاب را برای شاگردان خود میخوانند و همیشه واکنش خوبی از آن ها دریافت میکنند. از نظرات مردم راجع کتاب ته کلاس ردیف آخر، صندلی آخر می توان این را برداشت کرد که خوانندگان کتاب بیشتر بزرگسال هستند تا نوجوان! شاید به خاطر این باشد که دنیای کودکان امروز با دنیای کودکان 30 سال پیش بسیار متفاوت است و بزرگسالان حال و هوای آن روز ها را بهتر درک میکنند. با پیشرفت تکنولوژی و شکل گیری فضاهای مجازی، افراد جوان و نوجوان فضای بیشتری برای دفاع از حقوق خود و یا دیگران دارند. آن ها حتی کمپینهایی برای جلوگیری از اذیت کردن بچههای دیگر در مدرسه تشکیل میدهند ولی این فقط یک سوی ماجراست. پیشرفت فضای مجازی بستری را برای نوع دیگری از اذیت کردن به نام زورگیری مجازی یا cyber bullying فراهم کرده. امید است که معلمان و مشاوران خوب کشورمان با خواندن کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر بتوانند کودکان را بهتر درک کنند و با پیشنهاد دادن این کتاب به دانش آموزان خود آن ها را برای ساختن محیط و مدرسه ای سالم تر راهنمایی کنند. کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر کتابی خواهد بود که احساسات شما را منقلب کند و به تجربه ای فراموش نشدنی برایتان تبدیل شود. از همراهی شما سپاس گزاریم.
خرید کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر با ارسال رایگان
کتاب چگونه رنج بکشیم اثر همیلتون، با متنی روان و دلپذیر و سرشار از نکته زیبا و تأثیرگذار رنج را در زندگی انسان جدی میگیرد. بسیاری از افراد در مواجه با رنج و ناراحتی احساس میکنند که کسی وجود ندارد که رنجی بیشتر از آنها داشته باشد در صورتی که در اینگونه مواقع افرادی که آنها را دلداری میدهند ممکن است غم و غصه و مشکلات بیشتری داشته باشد چون اگر مشتقات و غصههای بیشتری نداشت هیچوقت نمیتوانست کلمات آرامبخش و تسکیندهنده را بر زبان جاری کند. کتاب چگونه رنج بکشیم به افراد کمک می کند تا زندگی رضایتبخشتری داشته باشند که در زیر بیشتر به معرفی این کتاب می پردازیم.
انسان هر چقدر هم غرق در ثروت و تجملات باشد و دوستان خوب داشته باشد ولی باز مشکلات و رنجهایی نظیر درد عشق، درد از دست دادن عزیزان و درد ناامیدی را چشیده است و بهترین راه حل، تحمل کردن رنج و ادامه دادن زندگی به بهترین شیوهی ممکن است. در کتاب چگونه رنج بکشیم اثر کریستوفر همیلتون، استاد فلسفه دین در دانشگاه لندن، راهکاری متفاوت ارائه شده است. در این کتاب به راهکارهایی برای پذیرفتن رنجهایی نظیر خانواده، عشق، مرگ و بیماری مطرح میکند تا به کمک این راه کارها نسبت به شرایط خود نگرش متفاوتی داشته باشیم. این نویسندهی توانا، با پرداختن به نمونههای از تاریخ، ادبیات و علم نشان میدهد که چطور بتوانیم رنج را منبع ارزشمندی از روشنفکری بدانیم و به هستیمان شکل ببخشیم.
در کتاب چگونه رنج بکشیم متنی زیبا پیش روی خوانندگانی است که رنج را در زندگی جدی میگیرند. در این کتاب در مورد رنجهایی نظیر رنج خانواده، مرگ، عشق، بیماری نکتههای پر مفهوم و معناداری بیان شده است. مضمون اصلی کتاب همیلتون به آیهی «لقد خلقنا الانسان فی کبد»؛ «حقا که آدمی را در رنج آفریدیم» اشاره میکند. راه فراری برای این رنجها در زندگی وجود ندارد. همیلتون میکوشد تا به جای فرار از این رنجها، راههای مواجه درست با آنها را به ما نشان دهد.
در این کتاب هدف کم کردن میزان رنج نیست بلکه کنار آمدن و ساختن با رنج است. همیلتون این کتاب را فلسفه درمانی یا فلسفه به عنوان شیوهای از زندگی توصیف میکند و به مواردی همچون عطش تخیل و تهی بودن زندگی میپردازد.
در مورد عطش تخیل چون انسان همیشه تشنۀ به دست آوردن است و همیشه دوست دارد بیشتر به دست بیاورد و همیشه به دنبال به دست آوردن چیزهای جدید و متفاوت است. افلاطون در این مورد انسان را شبیه به یک سطل که ته آن سوراخ است و هر چه داخل آن بریزیم از ته بیرون میریزد و چیزی داخل آن نمی ماند توصیف کرده است. همیلتون برای توصیف تهی بودن زندگی، به گفته پاسکال استناد کرده و گفته است همه انسانها کم و بیش بیقراریم و دنبال چیزهایی میگردیم که با آن زندگی خود را پرکنیم به گفتهی پاسکال، انسانها به این دلیل احساس بدبختی میکنند که نمیتوانند در یک اتاق تنها آرام بگیرند.
انسانها همیشه میکوشند تا حواس خود را با چیزی پرت کنند تا خود را از شر احساس تهی بودن زندگی رها کنند و به دلیل اینکه از چیزهایی که داریم زود خسته میشویم و اشتیاق خود را نسبت به آن ها از دست میدهیم همواره سعی میکنیم به دنبال تازگی و چیزهای جدید برویم که اشتیاق به تازگی از بنیادی ترین نیازهای انسان است.
همیلتون در کتاب چگونه رنج بکشیم از نوشتهی مشهور آلبر کامو مینویسد که گفته است انسان میتواند به هر چیزی عادت کند. این جمله آلبر کامو تا حدودی جمله درستی است اما خلاف آن نیز وجود دارد که انسان میتواند نسبت به چیزهایی که قبلاً احساس خوشایندی داشته است خسته شود؛ و به همین دلیل است که انسان امروزی بیشتر به دنبال مصرفگرایی و مد است و در دنیای امروزه این مقوله نقش مهمی را در زندگی بشر دارد. افراد به دلیل نیاز بسیاری از چیزها را خریداری نمیکنند بلکه به این دلیل آنها را خریداری میکنند تا جایگزین چیزهای قدیمی که خستهکننده شدهاند شود.
همیلتون در مورد خانواده مینویسد: همه افراد دوست دارند که خانواده مکانی برای آرامش و امنیت باشد و در این مأوا انسان پرورش یابد که همیشه اینگونه نیست و خانواده از این آرزو دور است، خانواده اغلب میتواند صحنه خشونت و درگیری باشد و بیشتر اتفاقاتی که در محیط خانواده اتفاق میافتد میتواند آنقدر دردناک باشد که تا آخر عمر از آسیب روانی آن در امان نباشیم. در بحث رنج در خانواده یاد جملهی رمان آناکارنینا که میگوید همهی خانوادههای خوشبخت شبیه هم هستند؛ اما هر خانواده بدبختی به شیوهی خودش بدبخت است میافتیم.
همیلتون در کتاب چگونه رنج بکشیم، از هر نویسندهای که حرفی درخور موضوع خود داشته جمعآوری کرده و کتابش را با فرمول، به هر چمنی رسیدی گلی بچین و برو نوشته است و آشنایی با نظر نویسندگان متفاوت و آشنایی خوانندگان با این نظرها در واقع هدف اصلی این کتاب است.
از مهمترین پیشنهادات همیلتون برای مهار رنج در کتاب چگونه رنج بکشیم انجام دادن بهترین کار در موقعیت بد است. طبقه گفته دوروتی رو؛ روان کاو استرالیایی او در کودکی خاطرات بدی از خواهرش داشته است و به همین دلیل کوشیده است تا این خاطرات و تأثیرات بد را با کم کردن ارتباطش با خواهرش کاهش دهد و او این شیوه را نوعی جداسازی و گونهای از بخشودن تلقی میکند.
از دیگر پیشنهادات همیلتون دعوت به نگاه علمی است. نگاه علمی به بدیهای انسان در پی علتها است و هنگامی پای علت به میان میآید رفتارهای بد و زنندهی دیگران با ما چیزی بیش از معلول نیست. اندیشیدن به این شیوه که رنجها گریزناپذیر هستند نوعی پیشرفت و حتی گامی به سوی روابط صلح آمیز است.
خرید کتاب چگونه رنج بکشیم با ارسال رایگان
ما در کیف دستیمان چه میگذاریم؟ در دفتر یادداشتمان چه مینویسیم؟ آیا امکان دارد مواجههی اتفاقی یک غریبه با روزمرگیهای ما، شخصیت جذابی از ما به تصویر بکشد؟ بله. شاید در دنیای این روزها کمتر کسی به یادداشتها بها بدهد، مردم دیگر حرفشان را تایپ میکنند به جای قلم دست گرفتن و نوشتن. یادداشتها الکترونیکی رد و بدل میشوند و اصالت دست خط شخص از نحوهی نگارش یک کلمه دیگر پیدا نیست. این فضای رمانی ست که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد؛ یادداشتهای یک دفتر قرمز. فضای شهر، شلوغیها و کافههای پاریس طوری در این کتاب ترسیم شدهاند که خواننده بیدرنگ خود را در فرانسه مییابد. اشارات گسسته و روزمرهی زنی گمنام، توسط مردی خوانده میشود. دفترچهی یادداشت زن برای مرد دریچهی جدیدی باز میکند و او را به دنبال ماجراهای جدید میکشد. کتابی که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد رمانی خوش خوان، جذاب و سبک است که میتواند چند ساعت لذت بخش را برای خواننده محقق کند.
پلات اصلی کتاب بسیار ساده است. ماجرای کتاب از یک کیف آغاز میشود. کیف زنی دزدیده شده و عاری از هرگونه مدارک شناسایی، گوشی موبایل و هر چیز ارزشمندی در گوشهای رها میشود. روز بعد، مرد کتابفروشی کیف را پیدا میکند و با یک دفترچه یادداشت قرمز درون کیف برخورد میکند که متعلق به یک زن است. به صورت اتفاقی زن و مرد هیچ یک گزارش دزدی را به پلیس نمیدهند و نهاد پیگیر قانونی در این داستان جایی ندارد. وی از روی کنجکاوی شروع به خواندن دفتر میکند و کم کم از روی یادداشتهای روزمرهی زن، با وی اخت میگیرد و از روی نشانهها تلاش میکند تا پیدایش کند. غافل از اینکه زن در اثر ضربهی وارد شده هنگام دزدی، به کما رفته است ...
این یک رمان سبک است و خواندن آن زمان زیادی نمیبرد، می تواند برای یک بعد از ظهر روز تعطیل انتخاب خوبی باشد که هم خواننده را به فضای پاریس ببرد و هم در موقعیت عاشقانه قرارش دهد. شخصیت اصلی داستان که مردی کتابفروش و کتابخوان است، در طول داستان ارجاعات زیادی به نویسندههای دیگر دارد. نویسندگانی نظیر Amélie Nothomb (نویسنده ی بلژیکی) و Jean Echenoz (نویسندهی فرانسوی) از این دست هستند. شاید بتوان گفت که خواندن کتاب برای یک فرانسوی که به فضای ادبی فرانسه نیز آشناتر است، لطف بیشتری خواهد داشت تا خواندن ترجمهی کتاب از زبان انگلیسی.
کتاب دفترچه یادداشت قرمز که توسط آنتوان لورن، نویسندهی فرانسوی در سال 2014 روانهی بازار شد، رمانی نسبتاً کوتاه است که داستانی روان و پر کشش دارد و مخاطب را با خود جذاب میکند. داستان بسیار امروزیست و درک دغدغههای شخصیتها کار دشواری نیست. مردی که از روی نوشتههای یک زن ناشناس، به وی علاقهمند میشود و زنی که جریان زندگیاش را به طرزی منحصر به خودش به رشتهی تحریر در میآورد. شاید یکی از نکات این کتاب را بتوان تأثیر همین یادداشتها دانست، که اگرچه پیشرفت تکنولوژی ابزارهای مختلف و هوشمندی در اختیار ما قرار دادهاند تا مشغلهها، افکار و آرزوهای خود را ثبت کنیم، اما لطف یک یادداشت بر روی صفحههای کاغذ یک دفتر را چیزی جایگزین نمیکند. این رمان پس از انتشار یکی از پرفروشترین رمانها شد و تاکنون به دوازده زبان زندهی دنیا برگردانده شده است. روزنامهی گاردین دربارهی کتاب دفترچه یادداشت قرمز نوشت: «از این کتاب بهخاطر روایت شگفتآورش و نیز بازی خوشایندش با فانتزیهای فرانسوی لذت میبرید».
با توصیفاتی که این کتاب از محلههای پاریس، کافهها و مغازهها میکند، کاملا حال و هوای این شهر به مدت کوتاهی به خواننده منتقل میشود. کتاب دفترچه یادداشت قرمز بیشتر قصهپردازانه و قصه گوست، از همین روی یک انتخاب مناسب برای فیلمنامه به حساب میآید و قابلیت فیلم شدن را دارد. اگرچه باید خاطر نشان کرد که این کتاب از حیث ادبی ظرافتهای بسیاری ندارد و متن نسبتاً سادهای دارد.
آنتوان لورن (Antoine Laurain) نویسندهی فرانسوی در سال 1972 در پاریس به دنیا آمد. او که از ابتدا به هنر علاقهی فراوانی داشت، مشغول به تحصیل در رشتهی سینما شد و کارش را با کارگردانی فیلمهای کوتاه و نوشتن فیلمنامه آغاز کرد. او علاوه بر نویسندگی و فیلم نامهنویسی و روزنامهنگار نیز هست و به دلیل علاقهی فراوانی که به عتیقهجات دارد، کلکسیونر عتیقه است و زمانی در یک عتیقهفروشی کار میکرده است. کار او در عتیقهفروشی الهامبخش اولین رمان او، دفترچه یادداشت قرمز شده و وی را به نوشتن این کتاب واداشته است. از این نویسنده کتابهای دیگری نیز منتشر شده است.
کتاب دفترچه یادداشت قرمز در 156 صفحه سال 1395 روانه بازار کتاب شد. این کتاب که در قطع رقعی به چاپ رسیده است، ترجمهی روان و جذابی از شکیبا محب علی ست و از سوی نشر هیرمند در ایران منتشر شده است. این کتاب تاکنون به چاپ نهم رسیده است که نشان از استقبال مخاطبان فارسی زبان از کتاب دفترچه یادداشت قرمز دارد. شایان ذکر است که این کتاب از انگلیسی به فارسی ترجمه شده است.
خرید کتاب دفترچه یادداشت قرمز با ارسال رایگان
کتاب آخرین نامه معشوق داستان
کتاب زندگی زنی به نام جنیفر در سال های 1960 میلادی را شرح میدهد، جنیفر که دچار یک سانحه تصادف شده در بیمارستان بستری است. پس از بازگشت هوشیاریاش متوجه میشود که چیزی به خاطر نمیآورد و حافظهی خود را از دست داده است. نه از شغل خود تصوری دارد و نه شوهرش را میشناسد. در ادامه داستان جنیفر به نامههایی برمیخورد که ظاهراً معشوقی برای او نوشته است. او سرگرم نامهها میشود و سعی میکند از خلال نامهها به پاسخی برای سوالهایش دست یابد.
موازی با این داستان، داستان دیگری نیز پررورده میشود، الی دختری است که در سال 2000 زندگی میکند، وی همان نامهها را پیدا میکند و با مطالعه نامهها مترصد نگارش داستان زیبایی برای ارتقای جایگاه شغلی خود میشود. داستان الی و جنیفر موازی پیش میرود و مخاطب چالشهای بعضاً مشترک آنها را میبیند.
با مطالعه دو داستان موازی میبینیم که زندگی دو شخص شباهتهای زیادی دارد و هر دو در معرض تصمیمهای مشترکی قرار دارند، اما انتخابهایشان متفاوت است. جوجو مویز، نویسندهی انگلیسی کتاب در خلال داستان سعی دارد به ما نشان دهد که زندگی افراد مختلف در زمانها و مکانهای متفاوت تا چه حد میتواند با مسائل یکسان قرین باشد، گویی انسانها بیش تنوع زیست و عقیده، ابعاد مختلف مشترکی را تجربه می کنند که فارغ از زمان و مکان برای همهی ما اتفاق میافتند. فرقی نمیکند زنی در دهه 1960 باشیم یا دختر جوانی در قرن 21.
داستان کتاب آخرین نامه معشوق درونمایهی عاشقانه دارد، جایی که جنیفر به عنوان شخصیتی خود ساخته و از سطوح بالاتر اجتماعی خود را در برابر آنتونی، روزنامهنگار پر اشتیاق و ماجراجو میبیند. در حالی که به نظر میرسد این دو از نظر شخصیتی تشابهات زیادی ندارند، جنیفر در دوراهی اخلاقی قرار دارد. هرچند شوهرش تلاش زیادی برای ارتباط گرفتن با او نمیکند و این مساله امر پذیرش امری غیر اخلاقی را برای مخاطب آسانتر می کند. به نظر میرسد شخصیتپردازی کتاب درگیر کلیشهی بسیاری است، زن زیبا (و قهرمان)، مرد پولدار و بد، مرد فقیر و خوب و مسالهی خیانت به شوهر بیوفا. خط داستان هم چیزی از کلیشههایش نمیکاهد، داستان همیشگی زن بدون حافظه و مصائبش برای پیدا کردن قلبش. اما روایت روان و جذاب داستان و ادغام دو داستان با یکدیگر باعث خوشخوانی کتاب شده است و مخاطبان بسیاری را جذب کتاب آخرین نامه معشوق به مثابهی صرفا یک داستان عاشقانه کرده است.
کتاب آخرین نامه معشوق در به تصویر کشیدن دههی شصت میلادی موفق است، نامههای دست نوشتهی معشوق جنیفر و خاطرات و نوستالژی نهفته در آنها برای انسان امروزی که بیش از هرچیز با تلفنهای هوشمند، کامپیوترها، ایمیل و پیامکها تبادل اطلاعات میکند ملموس باشد. گویا نویسنده کاغذهای دستنویس را از بقچههای قدیمی بیرون میکشد و توجه ما را به حجم از عطر، کلمه و معنایی که برایمان دارند جلب می کند. در دنیای امروز و با رد و بدل الکترونیکی پیامها، جای برخی از عناصر خالی مانده است و نامههای یک معشوق توجه ما را به جایگاه آنها جلب میکند. گمان نمیرود که پیامکها یا ایمیلهای یک عاشق به معشوقش بتواند چنین حجمی از اشتیاق را در او زنده کند.
ایدهی اصلی داستان کتاب آخرین نامه معشوق هنگامی به ذهن مویز رسید که وی در کافهای نشسته بود و به صورت اتفاقی مکالمات دو زن که در خلال پیامکهایشان دنبال خاطرهای می گشتند گوش کرده بود. وی بعدها گفت: «بعد از این جریان با خودم فکر کردم که تا چند وقت پیش مردم برای همدیگر نامه مینوشتند و چقدر به نامهها و پیامهای ارسالی از طریق آنها اهمیت قائل بودند، حال آنکه امروزه دیگر کسی نامه نمیفرستد و در زندگی روزمره انسانها دیگر کاربردی ندارد.»
درباره نویسنده کتاب آخرین نامه معشوق
جوجو مویز (Jojo Moyes) نویسندهی انگلیسی، متولد 1969 است تحصیلات خود را در روزنامهنگاری به انجام رسانده و از سال 2002 به نوشتن رمان عاشقانه مشغول است. او تنها نویسندهای است که دوبار برندهی جایزهی سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award) شده است.
او اولین بار این جایزه را در سال 2004 برای کتاب میوهی خارجی و بار دوم برای کتاب آخرین نامه معشوق در سال 2011 کسب نمود. کتاب من پیش از تو از مویز یکی از پرفروش های نیویورک تایمز شد و کتاب من پس از تو نامزد دریافت جایزه بهترین کتاب سال از UK Galaxy Book Awards گردید. از او تا کنون 15 کتاب منتشر شده که موفقترین های آنها کتاب آخرین نامه معشوق و من پیش از تو است، از روی کتاب من پیش از تو فیلمی نیز به همین نام ساخته شده است، مضمون این کتاب خودکشی انتخابگرانه (اتانازی) است که قهرمان اصلی این رمان پس از دست و پنجه نرم کردن با عوارض یک تصادف سخت، به صورت انتخابی خودکشی می کند.
کتاب آخرین نامه معشوق از او در سال 2010 منتشر شده و به چندین زبان زندهی دنیا نیز ترجمه شده است. هرچند کتاب آخرین نامه معشوق از مویز مورد توجه بسیاری قرار گرفت، اما عمدهی شهرت وی به خاطر کتاب من پیش از تو است.
کتاب آخرین نامه معشوق در ایران انتشار
این کتاب توسط نشر میلکان و در 456 صفحه به چاپ رسیده است. ترجمهی آن را کتایون اسماعیلی انجام داده و در سال 95 روانهی بازار شده است.
خرید کتاب آخرین نامه معشوق با ارسال رایگان
تضاد بین آدمهای سنتی و جدید، چیز جدیدی نیست. مختص به کشور و یا مکان خاصی هم نیست. هر کشوری با توجه به پیشینهی فرهنگی و تاریخی خود انسانهای سنتی را پرورش میدهند که به اصول خاصی اعتقاد دارند و شیوههای دیگر زندگی کردن را گویی به رسمیت نمیشناسند و محکوم میکنند. داستان کتاب میوه خارجی، از همین جا شروع میشود. از نقطهای در شهر کوچک و بسیار بستهای در انگلستان دههی 50 میلادی، لوتی به دنبال ماجراجویی و زندگی جدید است.
در حوالی دهه 50 میلادی، لوتی دختری که از آوارگان جنگ جهانی ست برای زندگی در کنار خانوادهای به شهر مِرهام میرود. او در کنار خانوادهی هولدن زندگی میکند و در کارخانه به آنها کمک میکند. خانواده هولدن دختری به نام سیلیا دارد که لوتی به آرامی با وی اخت میگیرد و عجین میشود. ماجرا از آنجایی آغاز میشود که در فضای بسته و بسیار سنتی شهر مرهام، جایی که آزادی عمل و استقلال چندانی در پیش روی لوتی دیده نمیشود، گروهی بوهمین از لندن به این شهر میآیند و در یک ساختمان متروکه ساکن میشوند. آشنایی لوتی با یکی از افراد آن گروه ماجراهای بعدی داستان را در پی دارد. تمام افراد مرهام از هنجارشکنی گروه ناراضی هستند و تنها سیلیا و لوتی از آنها خوششان آمده است. در فصلهای بعد، شخصیتی به نام دیزی اضافه میشود که در 50 سال بعد زندگی میکند. با وجود این، زندگی وی به شکل غریبی با اتفاقات و حوادث سال 1950 در مرهام گره میخورد. ساختمان متروکهی آرکادیا اکنون کاربری هتل پیدا کرده است و مدیر این هتل کسی نیست جز دیزی. اتفاقات پیش رو، رفته رفته ماجرا را پیچیده کرده و داستان را جذابتر می کنند.
کتاب میوه خارجی در دو زمان مختلف روایت میشود، به صورتی که دو شخصیت اصلی به نحوی با هم گره میخورند. پیچیدگی داستان زیاد است و تعداد شخصیتها زیاد است، با این وجود جوجو مویز به خوبی توانسته از پس روایت چهرهها و جزئیات داستانی بر بیاید. همانند دیگر آثار مویز، این کتاب نیز درون مایهی عاشقانهای دارد و در سال 2004 نیز برنده بهترین رمان عاشقانهی بریتانیا در سال 2004 شده است.
داستان کتاب میوه خارجی شباهتهایی با اثر دیگر مویز دارد، کتاب آخرین نامه معشوق نیز مانند کتاب میوه خارجی دارای دو داستان موازی در فاصله زمانی 50-60 سال است. شخصیتهای اصلی هر دو کتاب زن هستند و چالشی عاشقانه در پیش روی آنها قرار دارد.
کتاب میوه خارجی برای اولین بار در سال 2003 در انگلستان منتشر شد و بلافاصله با اقبال بسیاری مواجه گردید. برای چاپ در آمریکا عنوان این کتاب به “افتاده در باد” تغییر کرد و در آمریکا نیز مورد استقبال قرار گرفت. به نظر میرسد سبک و سیاق نویسنده در باقی کتابهایش امری ثابت است و تغییر چشمگیری در نوع روایتگری وی در آثار متعددش به چشم نمیخورد. برخی این امر را نشان از عدم خلاقیت نویسنده دانستهاند، ولی برخی دیگر بر سبک منحصر به خود مویز تاکید کرده و از استقبال عمومی به عنوان مویدی بر جذابیت شیوه روایتش نام میبرند.
یکی از سه فرزند جوجو مویز، دارای ناتوانی جسمی است و شخصیت ویل در کتاب میوه خارجی الهام گرفته از شخصیت فرزند نویسنده است. گفتهی جالب توجهی از این نویسنده رمانهای عاشقانه این است که وی خود را رمانتیک نمیداند و فردی واقعگرا است.
جوجو مویز (Jojo Moyes) تحصیلات خود را در روزنامهنگاری به انجام رساند و از سال 2002 به نوشتن رمان عاشقانه مشغول است، در سال 1969 در انگلستان متولد شد. او تنها نویسندهای است که دوبار برنده جایزهی سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award) شده است. او اولین بار این جایزه را در سال 2004 برای رمان میوه خارجی و بار دوم برای کتاب آخرین نامه معشوق در سال 2011 کسب نمود. کتاب «من پیش از تو» از مویز یکی از پرفروشهای نیویورک تایمز شد و کتاب «پس از تو» نامزد دریافت جایزه بهترین کتاب سال از UK Galaxy Book Awards گردید. از او تا کنون 15 کتاب منتشر شده که موفقترین آنها کتاب آخرین نامه معشوق و من پیش از تو است، از روی کتاب من پیش از تو فیلمی نیز به همین نام ساخته شد، مضمون این کتاب خودکشی انتخابگرانه (اتانازی) است که قهرمان اصلی این رمان پس از دست و پنجه نرم کردن با عوارض یک تصادف سخت، به صورت انتخابی خودکشی میکند.
مویز که زندگی شهری در لندن را به یکباره رها کرده و به مزرعهای در کمبریج رفت، میگوید در مزرعه میتواند به دور از هیاهوی شهر به نوشتن بپردازد، اما گاهی از محیط در این فضا دچار افسردگی میشود. به همین دلیل است که دفتری نیز در لندن دارد تا بتواند با آدمها در ارتباط باشد.
کتاب میوه خارجی در سال 1395 و در قطع رقعی توسط نشر آموت به چاپ رسید. ترجمه این کتاب را مریم مفتاحی انجام داده است که تحصیلات خود را در رشته مترجمی زبان انگلیسی انجام داده است و باقی کتابهای مویز نیز توسط او در ایران برگردانده شدهاند. از کتابهای ترجمه شده توسط مریم مفتاحی میتوان به رمانهای “من پیش از تو”، “پس از تو”، “یک به علاوهی یک” و کتاب میوه خارجی اشاره کرد که از آثار مویز میباشند. کتاب میوه خارجی دارای 624 صفحه است و از دو بخش تشکیل شده. بخش اول این کتاب که از فصل اول تا هشتم به زندگی لوتی و بخش دوم از فصل نهم تا فصل بیستم ، به زندگی دیزی اشاره می کند که در 50 سال آینده زندگی میکند.