های کتاب....

وبلاگ معرفی برترین های صنعت چاپ و نشر کتاب

های کتاب....

وبلاگ معرفی برترین های صنعت چاپ و نشر کتاب

معرفی کتاب پاییز فصل آخر سال است

کتاب پاییز فصل آخر سال است، از طریق هم‌ذات‌پنداری با شخصیت‌های کتاب موفق به جذب مخاطب می‌گردد.  
خوانندگان با مطالعه کتاب پاییز فصل آخر سال است، بی تردید به تحسین شیوه نگارش سلیس و زیبای نویسنده می‌پردازند.
امروز به معرفی یکی دیگر از کتاب‌های، کتابستان ایران زمین می‌پردازیم. نوشتاری برخواسته از ذهنی جوان و پویا برای همسالان دوره خویش. 
نویسنده‌ای که خلاف تردیدها و دودلی‌های شخصیت‌های آفریده شده در رمان خود، با استحکام تصمیم می‌گیرد. آنگاه قدم‌های استوار در نگارش داستان‌هایش  برمی‌دارد و دروازه‌های موفقیت را به روی خود می گشاید. سخن از نسیم مرعشی است و اولین رمان چاپ شده‌اش، کتاب پاییز فصل آخر سال است.

 

گذری بر زندگی نویسنده کتاب پاییز فصل آخر سال است


صحبت از نویسنده‌ای جوان است، نه نویسندهای که عمری نسبتاً طولانی را پشت سر نهاده است. نسیم مرعشی نویسنده‌ای که در سال 1362 به دنیا آمد. نگارنده کتاب پاییز فصل آخر سال است که بیشتر ایام کودکی و نوجوانی خود را در اهواز، شهر مقاوم و همیشه مبارز ایران گذراند. مرعشی فارغ‌التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه علم و صنعت می‌باشد. او به عنوان یک روزنامه‌نگار در سال 1386 کار خود را در هفته‌نامه همشهری جوان آغاز نمود. هم‌زمان در عالم روزنامه‌نگاری به معرفی کتاب می‌پرداخت. سرانجام در سال 1388 با نوشتن داستان‌های کوتاه، قدم به عرصه شیرین اما سخت نویسندگی گذاشت. او اولین داستانش را در همین سال نوشت. خانم مرعشی بعدها فیلم‌نامه‌نویسی و مستندنویسی را به همراه نگارش رمان به دایره فعالیت‌های خود افزود. 
جوایز دریافتی و موفقیت‌های نسیم مرعشی نویسنده موفق کتاب پاییز فصل آخر سال است، عبارتند از: 
در سال 1392 برای نوشتن داستان نخجیر موفق به دریافت جایزه بیهقی گردید.
همچنین جایزه داستان تهران را برای کتاب رود در سال 1393 دریافت کرد. این نویسنده در دوره کاری خود فیلم‌نامه بهمن را با کارگردانی مرتضی فرشباف و همکاری او نوشت.
سرانجام نشر معروف چشمه در سال 1393 کتاب پاییز فصل آخر سال است، را در 189 صفحه از نسیم مرعشی به چاپ رساند.

نسیم مرعشی با نگارش کتاب پاییز فصل آخر سال است، توانست به موفقیتی چشمگیر دست پیدا کند. کتاب مذکور در سال 1394 موفق شد، یکی از مهم‌ترین جایزه‌های ادبیات داستانی را کسب کند. جایزه ادبی جلال آل احمد. 
جایزه‌ای که بنیاد شعر و ابیات داستانی ایرانیان، در قسمت داستان کوتاه، رمان و .... برگزار می‌کند.
پس از آن، کتاب پاییز فصل آخر سال است، آنچنان موفق شد  که در سال 1397 به چاپ 38 خود رسید. نسیم مرعشی دومین کتاب خود را نیز به نام هرس توسط نشر چشمه منتشر کرد.

 

گفتاری کوتاه بر کتاب پاییز فصل آخر سال است


کتاب فوق حدیثی بر زندگی و سرنوشت سه دختر جوان که در مرز سی سالگی قرار گرفته‌اند، برای مخاطبان خود بیان می‌کند. نوشتاری که این سه دختر را در تردید آشکاری از تصمیم‌گیری‌های زندگی نشان می‌دهد. سه دوست هم دانشگاهی که گذر زمان راهشان را از هم جدا شده و هر کدام را به راه خویش رهنمون ساخته است.  سه دختر به نام‌های روجا، لیلا و شبانه.
در کتاب پاییز فصل آخر سال است، می خوانیم که اینان سرگرم دغدغه‌های پر از تردید خود هستند. راه زندگی را با اراده خود انتخاب نمی‌کنند و تنها  تسلیم آنچه تقدیر برایشان خط و نشان می‌کشد، می‌شوند.
 در طی داستان به گذشته سه هم دانشگاهی پی می‌بریم. سه دختر متعلق به دوره پراضطراب و پر از چالش دهه 60 هستند. کتاب پاییز فصل آخر سال است، در دو بخش نوشته شده است. بخش نخست تابستان و دومین بخش پاییز. هر کدام از این دو بخش نیز دارای سه فصل هستند. در سه فصل بخش اول می‌بینیم که سه دختر روایتگر ساعاتی از یک روز مخصوص در زندگی هستند. البته در روایت‌های دختران، گاه تداخلی هم از سرنوشت آنان صورت می‌گیرد. در بخش دوم کتاب که سه ماه بعد روی می‌دهد، شخصیت‌های اصلی کتاب راوی سه روز غیر متوالی در زندگی می‌باشند. 
مسائلی نظیر مهاجرت، ماهیت شغلی، تشخص اجتماعی و ارتباطات عاطفی، از تشویش‌های دخترانه‌ای است که نویسنده  به صورتی جدی در کتاب به آن می‌پردازد. شایان ذکر است که شاهد ورود پسران جوانی مانند میثاق و ارسلان نیز در خلال داستان می‌باشیم.
در کتاب پاییز فصل آخر سال است، روجا یکی از دختران را در زنجیره‌ای از قید  وابستگی‌های شدید خانوادگی همانند دختران دیگر ایرانی می‌یابیم، در حالی که  به مهاجرت می‌اندیشد.
لیلا دختری که مظهر عشقی نافرجام به همسرش میثاق است. مردی که آمده بود تا برود ولی در کمال ناباوری لیلا را در تنهایی خود باقی می‌گذارد. آنگاه برای گشودن پر پرواز در زندگی، به سرزمین غربت می شتابد.
و شبانه با کوله باری از استرس‌های به جا مانده از دوران ناخوشایند جنگ که زندگی او را درگیر خود نموده است. دختری جوان که هنوز نمی‌داند از زندگی خواهان چیست یا چه چیزی را می طلبد و ...

 

تحلیلی بر محبوبیت بسیار، کتاب پاییز فصل آخر سال است


ابتدا موفقیت کتاب پاییز فصل آخر سال است را در قلم شیرین، روان و نثر دلنشین نویسنده باید دانست. 
همچنین داستان به گونه‌ای روایت می‌شود که نسل امروز آن را واقعی می‌بیند و با روایت زندگی اش عجین می‌پندارد. وجود شخصیت‌های کتاب برای جوان امروز قابل لمس به نظر می‌رسد.  انگار خود راوی قسمتی از سرگذشت خویش می‌باشد. با افراد کتاب زندگی می‌کند و روزگار سپری می‌نماید. از دلایل دیگر محبوبیت کتاب پاییز فصل آخر سال است، را می‌توان در سیاست و ظرافت سبک نویسندگی نسیم مرعشی دانست. 
هیچ کس قهرمان کتاب شمرده نمی‌شود. هیچ شخصیتی سیاه کامل یا تماماً سفید نیست. افراد از آنانی انتخاب شده‌اند که در زندگی روزمره هر روز می‌بینیم و برایمان ناآشنا نیستند. نویسنده در کتاب پاییز فصل آخر سال است، با قلم پرتوان خود قادر به بیان تردید‌ها، دودلی‌ها و هراس شخصیت‌های کتاب است. عدم ارائه کوچکترین راه حل برای رفع تشویش و دغدغه، و حتی ندادن ارائه طریق و باز بودن انتهای مطلب، در کتاب پاییز فصل آخر سال است، مطالب کتاب را به واقعیت‌های موجود در جامعه و حقیقی بودن هر چه بیشتر آن سوق می‌دهد. 

 

سخن آخر:
با اطلاع از تنش ها و استرس های جوانان به طریق مطالعه کتاب پاییز فصل آخر سال است، با کمک و درک آنان  راه اخذ تصمیمات مهم در زندگی را برایشان هموار سازیم.

 

 

خرید کتاب پاییز فصل آخر سال است با ارسال رایگان

معرفی کتاب بیشعوری

کتاب بیشعوری مناسب چه کسانی است؟

وقت‌هایی در زندگی ما هست که از رفتارهای ناشایست و غیرمتعارف و غیر قابل قبول اطرافیان خود به ستوه آمده باشیم و ندانیم دلیل این رفتارها چه چیزی می‌تواند باشد. در مواجه با این سؤال نمی‌دانیم چه پاسخی باید به خودمان بدهیم و در دریایی از ابهام غرق می‌شویم. برای رفع این ابهام نیاز به کمک داریم. این کتاب می‌تواند همان کمک بیرونی برای شناخت بیشعوری افراد موجود در جامعه باشد. اگر هم به دنبال ایجاد تغییرات مثبتی در رفتارهای خود هستید این کتاب به عنوان یک کتاب در موضوع خوددرمانی می‌تواند مفید باشد. 

موضوع اصلی کتاب بیشعوری، روانشناسی یکی از تیپ‌های جامعه است. البته کتاب بیشعوری را نمی‌توانیم یک کتاب علمی در این حوزه بدانیم، چون واقعیت‌های جامعه را با لحن طنزآلودی توضیح می‌دهد.

نویسنده‌ی کتاب، خاویر کرمنت و مترجم آن محمود فرجامی است. این کتاب مدت‌ها در انتظار دریافت مجوز ارشاد بود و مترجم کتاب که امیدی به دریافت مجوز از وزارت ارشاد نداشت، تصمیم گرفت کتاب را در وبگاه شخصی خود منتشر کند و از علاقه‌مندان خواست در صورت تمایل مبلغی را به اندازه‌ی پول یک پیتزا به حساب مترجم واریز کنند.

این روند ادامه داشت  تا در سال 1393 این کتاب توسط نشر تیسا مجوز گرفت و منتشر شد و بلافاصله در شمار پرفروشترین کتاب‌های سال قرار گرفت و به‌سرعت به چاپ بیستم رسید. اکنون نیز این کتاب به چاپ سی و هفتم رسیده است و در حال حاضر جزء کتاب‌های پرفروش چند سال اخیر ایران نیز هست. این کتاب در 5 فصل و 192 صفحه تدوین شده است.

 

مروری بر کتاب بیشعوری:

دکتر خاویر کرمنت بیشعوری موجود در جامعه را یک بیماری می‌داند. یک بیماری مسری و خطرناک. او این بیماری را خطرناک‌ترین بیماری تاریخ بشر می‌داند و بیان می‌کند هرچه یک بیماری خطرناک‌تر و شایع‌تر باشد مقابله با آن ضروری‌تر است. برای مقابله با این معضل بزرگ تاریخ بشریت نیاز به یک راهنمای عملی ارزشمند می‌باشد که این کتاب می‌تواند همان منبع ارزشمند باشد. با اینکه ماجراهای ذکرشده در این کتاب ساختگی است اما همگی آن‌ها به واقعیت نزدیک هستند و به شکلی ملموس در زندگی ما وجود دارند.

 کتاب با مقدمه‌ای از مترجم و پیشگفتار نویسنده شروع می‌شود. خاویر کرمنت در این پیشگفتار می‌گوید که چه اتفاقی افتاد که وی را بر آن داشت که چنین منبع ارزشمندی را تدوین کند. دکتر خاویر کرمنت از سطح رفاه و زندگی اجتماعی قابل قبولی برخوردار بود. ماجرا از جایی شروع می‌شود که پسر وی به جای ادامه دادن مسیر راه ترسیم‌شده توسط پدر تصمیم می‌گیرد که به استخدام ارتش درآید و علی‌رغم مخالفت پدر بر تصمیم خود استوار می‌ماند و مسیر خود را انتخاب می‌کند. این شروع بحران‌های شخصی دکتر کرمنت می‌باشد که پس از آن همسر و دخترش هم او را ترک می‌کنند . کرمنت که درمانده شده بود در نهایت با مراجعه به مشاورش و مشاجره‌ی فراوان با او خود را یک بیشعور می‌داند و درصدد این برمی‌آید که مشکل خود را حل کند.

 

چه کسی بیشعور است:

نویسنده‌ی کتاب بیشعوری معتقد است که بی‌شعورها افرادی نابغه و باهوش هستند. نابغه‌هایی خودخواه، مردم‌آزار و با اعتماد‌به‌نفسی کاذب. این افراد با منفعت‌طلبی‌های خود، در نهایت به خود و جامعه‌شان آسیب می‌زنند. به قلم نویسنده اکنون دنیا به کام بیشعورهاست و گویی بیشعورها سال‌هاست در جهان متحد شده‌اند.  به همین دلیل معتقد است باید کاری کرد وگرنه بیشعورها دنیا را نابود می‌کنند. اوهمچنین در فصل اول از این کتاب می‌گوید بیشعوری یک نوع اعتیاد است. اعتیاد به قدرت، عدم وظیفه‌شناسی و شهوت تسلط بر دیگران. در کتاب بیشعوری بیشعورها را می‌توان از رفتار قلدرمآبانه‌شان شناخت و همچنین بیان می‌کند اگر با این رفتارها به نتیجه‌ی مورد علاقه‌شان نرسند شروع به حقه‌بازی و کلک می‌کنند و قانون و مقررات انگولک می‌کنند. از نظر او بیشعورها قبول نمی‌کنند که باید مسئولیت‌پذیر باشند و یا دست‌کم زیر حرفشان نزنند و حاضر به پذیرش اشکال و اشتباه در کارشان باشند.

در کتاب بیشعوری با چند خصیصه‌ی بیشعورها آشنا می‌شویم که به شرح ذیل است:

  1.     خودپسندی فجیع
  2.     نفرت‌انگیزی بی حد
  3.     خیرخواهی متکبرانه
  4.    ضمیر ناخودآگاه غیر قابل نفوذ
  5.     کسب قدرت با خوار و ضعیف کردن دیگران
  6.     امتناع از صفات اصلی انسانی
  7.     سوءاستفاده‌ی بی‌رحمانه از آدم‌های ساده

در کتاب بیشعوری با انواع مختلف بیشعور  نیز آشنا می‌شویم:

  1. بیشعور اجتماعی
  2. بیشعور تجاری
  3. بیشعور مدنی
  4. بیشعور مقدس‌مآب
  5. بیشعور عرفان‌باز
  6. بیشعور دیوان‌سالار
  7. بیشعور بیچاره
  8. بیشعور شاکی

نویسنده در فصل سوم کتاب بیشعوری به بررسی ابتلای دسته‌جمعی جامعه به بیشعوری می‌پردازد و در نهایت در خصوص زندگی با بیشعورها و روش‌های در امان ماندن از گزند آن ها صحبت می‌کند. روش‌هایی برای کار کردن با بیشعورها، برخورد با دوستان بیشعور، ازدواج با بیشعورها و سایر موقعیت‌های مشابه را معرفی می‌کند و روش‌های درمان بیشعوری را نیز شرح می‌دهد. از نظر او قدم  اول در درمان بیشعوری شناخت و آگاهی به بیشعور بودن است و معتقد است فرد تنها با قبول این قسمت از درمان می‌تواند به مراحل بعدی درمان برود. در ادامه‌ی این فصل نویسنده روش‌ها و ابزارهای درمان را معرفی می‌کند.

 

معرفی کتاب بیشعوری را با آخرین جمله‌ی کتاب به پایان می‌بریم:

«واقعیت تلخ آن است که بوی گند بیشعوری از سراسر دنیا به مشام ما می‌رسد و اگر برای زدودن آن کاری نکنیم به فاجعه خواهد انجامید. فاجعه آن وقتی است که دیگر این بو را احساس نکنیم به این دلیل که شامه‌مان به آن عادت کرده باشد.»

حال شما به این پرسش پاسخ دهید که آیا بویی حس نمی‌کنید؟

 

خرید کتاب بیشعوری با ارسال رایگان