کتاب بارون درخت نشین، نوشته شده توسط ایتالو کالوینو نویسنده مشهور ایتالیایی در سال 1957، داستانی با زمینه های فلسفه و سیاست است که خواننده را تا انتها با سبکی خاص در داستان نویسی با خود همراه می کند. نام کالوینو برای کتابخوانان نامی آشناست. ما در این متن خواهیم به ارائه خلاصهای از کتاب، زندگینامهای از کالوینو و نقد و بررسی اثر ارزشمند او بپردازیم.
ایتالو کالوینو، نویسندهی رمان و داستانهای کوتاه موفق دارای ملیت ایتالیایی زاده شده در 15 اکتبر 1923 در کوبا است. ایتالو را در قصهگویی بسیار ماهر توصیف کردهاند. او قصههایی برای بچههای بزرگ میگوید. ایتالو با سبک ادبی خاص خود که به سورئال یا پست مدرن شباهت دارد، خالق چند اثر ارزشمند است از جمله سه گانه "نیاکان ما" که شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین میشود. او مجموعه داستان های کوتاهی نیز نوشته است مانند شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره بعدی که بسیار مورد تحسین واقع شدهاند.
پدر و مادر کالوینو هر دو گیاه شناس بودند. احتمالا طبیعت گرایی و اطلاعات دقیق او از گیاهان که در کتاب هایش مشهود است به این جنبه از زندگی او برمی گردد. کالوینو که در کوبا متولد شده بود در 5 سالگی به ایتالیا رفت و بیشتر سال های عمر خود را در آنجا گذراند.
کالوینو در زمینه ی سیاسی بسیار فعال بود. او چند سالی از عمر خود را به عنوان فعال حزب کمونیست ایتالیا گذراند اگرچه در سال 1957 در کمال ناباوری از این حذب استعفا داد و در همان سال هم کتاب بارون درخت نشین را به چاپ رساند. در جاهایی از کتاب تاثیر این دوره از زندگی او را می توان به وضوح دید.
او پس از وقف کردن قسمت عمدهی عمر خود در راه نوشتن و خلق آثار ادبی در سال 1981 موفق به دریافت نشان افتخار فرانسه شد و 4 سال بعد در 63 سالگی بر اثر خون ریزی مغزی جان خود را از دست داد.
این کتاب زندگی شخصی به نام کوزیمو لارس دو روندو را از 12 سالگی تا زمان مرگش از زبان برادرش بیاجیو روایت میکند. در سن 12 سالگی کوزیمو و برادرش بیاجیو اقدام به آزاد کردن حلزونهایی که خواهرش قصد پختن شام را با آن ها داشت می کنند. نقشه آن ها ناکام می ماند و قبل از فرار حلزون ها لو میروند. کوزیمو و بیاجیو تنبیه می شوند و بعد از اتمام تنبیه بر سر میز شام حاضر میشوند، اعضای خانواده آن ها را مجبور میکنند که خوراک حلزون را بخورند. کوزیمو دستور پدر را پیروی نمی کند و خانه را ترک میکند و به بالای درخت بلوط حیاطشان میرود و ادعا میکند که دیگر پا بر زمین نخواهد گذاشت. در ابتدا او را جدی نمیگیرند. بعد از مدتی خانواده اش به او اصرار میکنند که پایین بیاید ولی با کمال تعجب کوزیمو به درخت نشینی خود ادامه میدهد و این محیط زندگی جدید در ادامه تجارب بسیار شگفت انگیزی را برای او رقم میزند که خواندن این کتاب را بسیار جذاب می کند. و اما در ادامه به نقد و بررسی کتاب بارون درخت نشین می پردازیم.
در کتاب بارون درخت نشین، کوزیمو به دنبال جامعهی ایده آل خود است. جامعهای که در آن مردم بر اساس طبقههای اجتماعی و اقتصادی و نظیر آن از هم جدا نشوند، جامعه ای که قانون در آن نفوذ نکرده باشد. جامعه ای آرمانی که درختستان نام دارد.
کوزیمو برای استقلال به بالای درخت میرود ولی آیا این تصمیم او باعث میشود که آزادی خود را میان انبوه شاخ و درخت پیدا کند؟ این سوالی است که بعد از خواندن کتاب جواب آن را پیدا خواهید کرد. فاصله گرفتن از انسان ها در ابتدا برای او جذاب است ولی هر چقدر بیشتر فاصله میگیرد بیش تر اشتیاق به برآورده کردن نیاز ذاتی خود برای ارتباط برقرار کردن با دیگران پیدا میکند. زیرا که انسان بدون انسان معنا ندارد و ارتباط است که آدم را تبدیل به انسان می کند.
جنگل ها و شاخههای فرو رفته آن ها در همدیگر باعث راحتی سفر کردن به شهرها و کشورهای دیگر میشود . فاصله گرفتن از زمین و دغدغه های موجود در آن فضایی را برای پرداختن به پرسشهای فلسفی انسان به وجود میآورد. او نحوه ی تعامل با محیط زندگی جدیدش را یاد میگیرد و به بقیه درخت نشینان میآموزد و از آنها یاد میگیرد. در انقلاب فرانسه نیز نقش مهمی را ایفا میکند و ناپلئون شخصا به دیدار او میرود.
کوزیمو اعتقاد دارد که برای بهتر دیدن زمین باید کمی از آن فاصله گرفت و چقدر خوب میگوید. اصولا برای برای بهتر دیدن هر چیزی باید خود را از آن جدا کرد و از فاصله به آن نگریست. با این حال، عده ای اعتقاد دارند که دو کتاب دیگر سه گانه "نیاکان ما" یعنی شامل شوالیه ناموجود و ویکنت شقه شده آثار قدرت مند تری از کتاب بارون درخت نشین هستند. پیشنهاد ما به شما خواندن هر سه کتاب است. زیرا هر یک از این ها در نوبه ی خود بسیار ارزشمندند.
از این کتاب ترجمه های متعددی در دسترس است. مهدی سحابی برای اولین بار این کتاب را در سال 1386 ترجمه کرد و توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید. این ترجمه به چاپ سیزدهم نیز رسیده و معروفترین ترجمه کتاب بارون درخت نشین است. این کتاب با قیمت مناسبی اکنون در بازار کتاب ایران موجود است. امکان خرید اینترنتی آن و حتی کتاب صوتی آن نیز که از روی ترجمه سحابی خوانده شده در دسترس است.
اطمینان داشته باشید که خواندن این کتاب تجربه ای بسیار لذت بخش برای شما خواهد بود. به خصوص اگر شما طرفدار رمان های داستانی با موضوع فلسفه باشید.
خرید کتاب بارون درخت نشین با ارسال رایگان
لوئیس سکر نویسنده ی نام آشنای آمریکایی داستان های کودکان، در سال 1987 کتابی را منتشر کرد به نام” there’s a boy in the girls bathroom” یا "یک پسر در حمام دختران است" اما مترجم احتمالا به خاطر محدودیت های اعمال شده تصمیم گرفته آن را به صورت کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر ترجمه کند. پروین علی پور ترجمه این کتاب را به عهده گرفته و این کتاب توسط نشر افق چاپ شده است. لوئیس سکر با نبوغ و داستان گویی شیرین خود کودکان و حتی بزرگسالان را از سراسر جهان عاشق کتاب های خود کرده و برای کتاب ته کلاس، ردیف آخر صندلی آخر موفق به دریافت 19 جایزه به انتخاب کودکان و نوجوانان شده است. امیدواریم بتوانیم در ادامه به شما برای انتخاب کتابی مناسب برای خودتان یا هدیه ای به کوچک ترها کمک کنیم.
لوئیس سکر در مارچ 1954 در آمریکا متولد شد. نوشتههای او عمدتا در حوزهی کودک و نوجوان است. سکر به کودکان علاقهی زیادی دارد و به نظر میرسد که کودکان نیز همین احساس را نسبت به او دارند. سکر تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیا گذراند. در زمان تحصیل خود برای گرفتن امتیازات دانشجویی شروع به کمک کردن در یکی از دبستان های کالیفرنیا کرد و بعد ها از آن دوره از زندگی خود به عنوان بهترین کلاس و تجربهای که زندگی او را عوض کرد یاد کرد. تجربه ای که در نوشته هایش مخصوصا در کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر به وضوح دیده میشود.
سکر تحصیلات خود را در سال 1976 با مدرک اقتصاد تمام کرد و بلافاصله شروع به نوشتن کرد. او اولین کتاب خود را به نام "sideways stories from wayside school”" در سال 1978 چاپ کرد. داستان در یک دبستان اتفاق میافتاد و عناصر ماوراء طبیعه نیز در خود داشت. او دوباره این بار برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه رفت و بعد از فارغ التحصیل شدن، نوشتن را در کنار شغلش در زمینه های قضایی انجام میداد. در سال 1989 او به قدری خواننده داشت که این بار نویسندگی را به صورت کاری تمام وقت انجام بدهد. از روی کتاب های او یک فیلم و سریال نیز ساخته شده است. سکر اکنون با همسر و دخترش در تگزاس زندگی میکند.
این کتاب داستان بردلی چاکرز است. او کلاس چهارم را تجدید شده برای همین بزرگ ترین دانش آموز کلاس پنجم است. او در ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر می نشیند و هیچ توجهی به درس نمیکند. او ترجیح میدهد که نقاشی بکشد، کاغذ دفترش را تیکه تیکه کند و هر کار بیخود دیگری را انجام دهد ولی به درس توجه نکند. او به این که درس هایش را رد می شود افتخار میکند و میخواهد همه از او متنفر باشند تا او را تنها بگذارند و همه از او متنفرند، حتی معلم هایش. داستان بردلی در کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر وقتی شروع به تغییر میکند که دانش آموز جدیدی به نام جف فیشکین از واشنگتن به مدرسه آن ها منتقل میشود. او سعی میکند با بردلی دوست بشود ولی او زیر بار نمی رود. در همین حال مدرسه مشاور جدیدی استخدام میکند به نام کارلا که بسیار برای ملاقات کردن بردلی مشتاق است و دوست دارد به او کمک کند. در ادامه ما تاثیر کارلا را بر او و دیگر شاگردان مدرسه میبینیم. شخصیت کارلا در کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر از شخصیت همسر خود سکر اقتباس شده است .
در ادامه با ما برای نقدی بر این کتاب دوست داشتنی همراه باشید.
این کتاب غمگین نیست ولی تقریبا 50 درصد افرادی که کتاب را میخوانند در اواسط آن به هق هق میافتند! دلیل آن مشخص است. مسئلهی کودک در جوامع مختلف به خصوص در دوران ما بسیار حساس است. همه میدانند که بردلی بچهی خوبی نیست ولی این را هم میدانند که او ذاتا این گونه نبوده. حداقل مشاور داستان، کارلا به این مسئله توجه میکند. او از بردلی ناامید نمیشود، او بردلی را همراهی میکند برای بیرون انداختن هیولا های درونش. و چقدر ما به امثال کارلا در مدارسمان احتیاج داریم. نوجوانانی که پرخاشگر هستند و معلم ها فکر میکنند که با سرکوب کردن آن ها به اصطلاح آنها را سر جای خود مینشانند غافل ازآن که این رفتار فقط موجب میشود که بزرگترهای ناسالمی را تحویل جامعه دهند. وقتی که دیگران بردلی را هیولا صدا میزنند و او پس از مدتی حتی از آن ناراحت نمیشود زیرا در درون خود قبول کرده است که یک هیولا است. ولی بردلی پشت نقاب هیولایی که به خود زده فقط یک بچه ی معصوم است. موضوع تاسف بر انگیز این است که در این جهان کارلاها بسیار کماند و بردلی ها زیاد! بسیاری از معلمان مدرسه این کتاب را برای شاگردان خود میخوانند و همیشه واکنش خوبی از آن ها دریافت میکنند. از نظرات مردم راجع کتاب ته کلاس ردیف آخر، صندلی آخر می توان این را برداشت کرد که خوانندگان کتاب بیشتر بزرگسال هستند تا نوجوان! شاید به خاطر این باشد که دنیای کودکان امروز با دنیای کودکان 30 سال پیش بسیار متفاوت است و بزرگسالان حال و هوای آن روز ها را بهتر درک میکنند. با پیشرفت تکنولوژی و شکل گیری فضاهای مجازی، افراد جوان و نوجوان فضای بیشتری برای دفاع از حقوق خود و یا دیگران دارند. آن ها حتی کمپینهایی برای جلوگیری از اذیت کردن بچههای دیگر در مدرسه تشکیل میدهند ولی این فقط یک سوی ماجراست. پیشرفت فضای مجازی بستری را برای نوع دیگری از اذیت کردن به نام زورگیری مجازی یا cyber bullying فراهم کرده. امید است که معلمان و مشاوران خوب کشورمان با خواندن کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر بتوانند کودکان را بهتر درک کنند و با پیشنهاد دادن این کتاب به دانش آموزان خود آن ها را برای ساختن محیط و مدرسه ای سالم تر راهنمایی کنند. کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر کتابی خواهد بود که احساسات شما را منقلب کند و به تجربه ای فراموش نشدنی برایتان تبدیل شود. از همراهی شما سپاس گزاریم.
خرید کتاب ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر با ارسال رایگان
کتاب آخرین نامه معشوق داستان
کتاب زندگی زنی به نام جنیفر در سال های 1960 میلادی را شرح میدهد، جنیفر که دچار یک سانحه تصادف شده در بیمارستان بستری است. پس از بازگشت هوشیاریاش متوجه میشود که چیزی به خاطر نمیآورد و حافظهی خود را از دست داده است. نه از شغل خود تصوری دارد و نه شوهرش را میشناسد. در ادامه داستان جنیفر به نامههایی برمیخورد که ظاهراً معشوقی برای او نوشته است. او سرگرم نامهها میشود و سعی میکند از خلال نامهها به پاسخی برای سوالهایش دست یابد.
موازی با این داستان، داستان دیگری نیز پررورده میشود، الی دختری است که در سال 2000 زندگی میکند، وی همان نامهها را پیدا میکند و با مطالعه نامهها مترصد نگارش داستان زیبایی برای ارتقای جایگاه شغلی خود میشود. داستان الی و جنیفر موازی پیش میرود و مخاطب چالشهای بعضاً مشترک آنها را میبیند.
با مطالعه دو داستان موازی میبینیم که زندگی دو شخص شباهتهای زیادی دارد و هر دو در معرض تصمیمهای مشترکی قرار دارند، اما انتخابهایشان متفاوت است. جوجو مویز، نویسندهی انگلیسی کتاب در خلال داستان سعی دارد به ما نشان دهد که زندگی افراد مختلف در زمانها و مکانهای متفاوت تا چه حد میتواند با مسائل یکسان قرین باشد، گویی انسانها بیش تنوع زیست و عقیده، ابعاد مختلف مشترکی را تجربه می کنند که فارغ از زمان و مکان برای همهی ما اتفاق میافتند. فرقی نمیکند زنی در دهه 1960 باشیم یا دختر جوانی در قرن 21.
داستان کتاب آخرین نامه معشوق درونمایهی عاشقانه دارد، جایی که جنیفر به عنوان شخصیتی خود ساخته و از سطوح بالاتر اجتماعی خود را در برابر آنتونی، روزنامهنگار پر اشتیاق و ماجراجو میبیند. در حالی که به نظر میرسد این دو از نظر شخصیتی تشابهات زیادی ندارند، جنیفر در دوراهی اخلاقی قرار دارد. هرچند شوهرش تلاش زیادی برای ارتباط گرفتن با او نمیکند و این مساله امر پذیرش امری غیر اخلاقی را برای مخاطب آسانتر می کند. به نظر میرسد شخصیتپردازی کتاب درگیر کلیشهی بسیاری است، زن زیبا (و قهرمان)، مرد پولدار و بد، مرد فقیر و خوب و مسالهی خیانت به شوهر بیوفا. خط داستان هم چیزی از کلیشههایش نمیکاهد، داستان همیشگی زن بدون حافظه و مصائبش برای پیدا کردن قلبش. اما روایت روان و جذاب داستان و ادغام دو داستان با یکدیگر باعث خوشخوانی کتاب شده است و مخاطبان بسیاری را جذب کتاب آخرین نامه معشوق به مثابهی صرفا یک داستان عاشقانه کرده است.
کتاب آخرین نامه معشوق در به تصویر کشیدن دههی شصت میلادی موفق است، نامههای دست نوشتهی معشوق جنیفر و خاطرات و نوستالژی نهفته در آنها برای انسان امروزی که بیش از هرچیز با تلفنهای هوشمند، کامپیوترها، ایمیل و پیامکها تبادل اطلاعات میکند ملموس باشد. گویا نویسنده کاغذهای دستنویس را از بقچههای قدیمی بیرون میکشد و توجه ما را به حجم از عطر، کلمه و معنایی که برایمان دارند جلب می کند. در دنیای امروز و با رد و بدل الکترونیکی پیامها، جای برخی از عناصر خالی مانده است و نامههای یک معشوق توجه ما را به جایگاه آنها جلب میکند. گمان نمیرود که پیامکها یا ایمیلهای یک عاشق به معشوقش بتواند چنین حجمی از اشتیاق را در او زنده کند.
ایدهی اصلی داستان کتاب آخرین نامه معشوق هنگامی به ذهن مویز رسید که وی در کافهای نشسته بود و به صورت اتفاقی مکالمات دو زن که در خلال پیامکهایشان دنبال خاطرهای می گشتند گوش کرده بود. وی بعدها گفت: «بعد از این جریان با خودم فکر کردم که تا چند وقت پیش مردم برای همدیگر نامه مینوشتند و چقدر به نامهها و پیامهای ارسالی از طریق آنها اهمیت قائل بودند، حال آنکه امروزه دیگر کسی نامه نمیفرستد و در زندگی روزمره انسانها دیگر کاربردی ندارد.»
درباره نویسنده کتاب آخرین نامه معشوق
جوجو مویز (Jojo Moyes) نویسندهی انگلیسی، متولد 1969 است تحصیلات خود را در روزنامهنگاری به انجام رسانده و از سال 2002 به نوشتن رمان عاشقانه مشغول است. او تنها نویسندهای است که دوبار برندهی جایزهی سال رمان عاشقانه (Romantic Novel of the Year Award) شده است.
او اولین بار این جایزه را در سال 2004 برای کتاب میوهی خارجی و بار دوم برای کتاب آخرین نامه معشوق در سال 2011 کسب نمود. کتاب من پیش از تو از مویز یکی از پرفروش های نیویورک تایمز شد و کتاب من پس از تو نامزد دریافت جایزه بهترین کتاب سال از UK Galaxy Book Awards گردید. از او تا کنون 15 کتاب منتشر شده که موفقترین های آنها کتاب آخرین نامه معشوق و من پیش از تو است، از روی کتاب من پیش از تو فیلمی نیز به همین نام ساخته شده است، مضمون این کتاب خودکشی انتخابگرانه (اتانازی) است که قهرمان اصلی این رمان پس از دست و پنجه نرم کردن با عوارض یک تصادف سخت، به صورت انتخابی خودکشی می کند.
کتاب آخرین نامه معشوق از او در سال 2010 منتشر شده و به چندین زبان زندهی دنیا نیز ترجمه شده است. هرچند کتاب آخرین نامه معشوق از مویز مورد توجه بسیاری قرار گرفت، اما عمدهی شهرت وی به خاطر کتاب من پیش از تو است.
کتاب آخرین نامه معشوق در ایران انتشار
این کتاب توسط نشر میلکان و در 456 صفحه به چاپ رسیده است. ترجمهی آن را کتایون اسماعیلی انجام داده و در سال 95 روانهی بازار شده است.
خرید کتاب آخرین نامه معشوق با ارسال رایگان
چارلز بوکفسکی آخرین اثر خود را به نام کتاب عامه پسند، در سال 1994 اندکی پیش از مرگ خود منتشر کرد. بوکفسکی، رمان نویس، شاعر و نویسندهی داستانهای کوتاه متولد شده در آلمان ولی بزرگ شده لس آنجلس آمریکاست. این کتاب در ایران توسط پیمان خاکسار ترجمه شده و نشر جهان نو آن را به چاپ رسانده است. در این مطلب میخواهیم در آخرین کتاب ارزشمند بوکفسکی دقیق شویم و شما را برای انتخاب کتابی برای گذراندن وقت ارزشمندتان همراهی کنیم.
چارلز بوکفسکی متولد 1920 در آلمان است. او هزاران شعر، صدها داستان کوتاه و شش رمان منتشر کرده و مجموعا 60 اثر از او به جا مانده است. کارهای بوکفسکی معمولا پیرامون زندگی آمریکاییهای فقیر، ارتباط با زنان و مصرف نوشیدنیهای الکلی و مواد مخدر میچرخد. شاید او نمونه ای از یک انسان خوب و کامل نباشد ولی چیزی که او را خاص و برای دیگران جذاب میکند این است که او تظاهر به بودن به کس دیگری نمیکند. بدون سانسور و یا زدن نقاب، خودش را به جهان اطرافش نشان میدهد.
خانوادهی بوکفسکی زمانی که او تقریبا سه سال داشت به دلیل مشکلات مالی از آلمان به بالتیمور آمریکا مهاجرت کردند و وقتی که او 10 سال داشت به لس آنجلس نقل مکان کردند. پدر او یک جراح آلمانی_آمریکایی بود که در جنگ جهانی اول به ارتش آمریکا خدمت میکرد. بوکفسکی اعلام کرده که پدرش در کودکی بسیار سوء استفاده گر بوده و او و مادرش را هم به صورت فیزیکی و هم به صورت روانی آزار میداده است. او در سنین نوجوانی بسیار خجالتی و غیر اجتماعی بوده و توسط بچه های دیگر به خاطر نوع لباس هایی که پدرش او را مجبور میکرد بپوشد و لهجه سنگین آلمانی خود مورد تمسخر قرار میگرفته است. در مستندی که در سال 2003 از این نویسنده منتشر شد، با عنوان “born into this” ، بوکفسکی میگوید که پدرش عادت داشته او را از سن 6 تا 11 سالگی هر هفته سه بار با تیغ ریش تراش بزند. او ادعا می کند که این مسئله به نوشتنش کمک کرده است. زیرا او با دردی که لایقش نبوده مواجه شده و با افزایش سنش، این افسردگی خشم درونش را بزرگ تر کرده و مواد اولیه و صدایی به او برای نوشتن آثارش داده است.
بوکفسکی بعد از ارتباط با زنان مختلفی در زندگی خود در سال 1985 در سن 65 سالگی با همسرش ازدواج کرد و در 73 سالگی کمی بعد از انتشار کتاب عامه پسند به دلیل ابتلا به بیماری لوکمیا که نوعی سرطان خون است جان خود را از دست داد.
بوکفسکی در کتاب عامه پسند خود داستان را از دید کارآگاهی در شهر لس آنجلس تعریف می کند. نیکی بلان مهلت اجاره دفترش تمام شده است و چون به پول احتیاج دارد باید خیلی سریع چند پرونده مشتریهای خود را حل کند. اولین مورد او زنی به نام بانوی مرگ است. بانوی مرگ به دنبال زنی به نام سلین میگردد که یک نویسنده ی فرانسوی است و چند سال پیش مرده است ولی بانوی مرگ برای پیدا کردن او به بلان اصرار میکند. جستجوی بلان برای پیدا کردن سلین او را قدم به قدم تا زندگی پایین شهری میبرد. کسانی که بوکفسکی را خوب بشناسند این پدیده برای آن ها آشناست. علاقهی زیادی که بوکفسکی به لس آنجلس و تک تک محلههای آن دارد بر خوانندگان او پوشیده نیست. در ادامه او با پرونده های عجیب تر نیز برخورد میکند. کتاب دارای رگه هایی از طنز، علمی تخیلی و مسائل فوق طبیعی است. بوکفسکی این کتاب را به "بد نوشتن" تقدیم کرده است!
بحث در مورد کتاب عامه پسند بسیار زیاد است. ما تلاش می کنیم که در این فرصت کوتاه جنبههای مختلفی از کتاب را پوشش دهیم.
کلا افرادی که عامه پسند را می خوانند یا عاشقش میشوند یا از آن متنفر! عامه پسند نوعی طنز سیاه است. از آنجایی که خود نویسنده آن را به بد نوشتن تقدیم کرده، می توان گفت از نظر فرم چیز جدیدی برای گفتن ندارد، ولی کسی نیست که از خواندن آن لذت نبرده باشد! معما های مطرح شده در کتاب، طنز بوکفسکی و قصهگویی او چیزهایی است که این کتاب را برای مخاطب خود جذاب میکند. کتاب عامه پسند ادبیات سادهای دارد و خواننده را برای درک حرفهایش به زحمت نمیاندازد و شاید برای همین است که مورد پسند بعضی ها واقع نمی شود. کتاب عامه پسند پر است از جملههای ناب و خلاق که آدم را خسته نمیکند. کتاب طوری مخاطب را در خودش غرق میکند که می توان ساعت ها سر را از روی نوشته ها بلند نکرد ولی بعد از خود پرسید که : این همه مدت چه خواندهام ؟ پوچ گرایی بوکفسکی در کتاب عامه پسند کاملا مشهود است و این حس را به خواننده نیز انتقال می دهد. مشکلاتی که در کودکی با پدرش داشته او را به فردی کمال گرا تبدیل کرده است، او برای این که کتابی بی نقص بنویسد و کلمات درست را انتخاب کند در عذاب است. حتی در پاراگراف هایی از کتاب ناامیدی او را نسبت به خودش می بینیم. ولی بوکفسکی در این کتاب که در سالهای آخر زندگیش نوشته شده است خود را از نداهای آسیب زن درونی خود رها میکند. او به این نتیجه می رسد که همیشه نمیشود بی نقص بود، که بی نقص وجود ندارد. گاهی فقط باید نوشت. بوکفسکی انقدر خودش را در کتاب بیان میکند که با داشتن یک قرار ملاقات با او برابری میکند. از لحن واقع گرا و کنایه آمیز بوکفسکی نیز در کتاب عامه پسند و دیگر کتابهایش نیز نمیشود گذشت. اگر این کتاب قرار بود خداحافظی بوکفسکی باشد، پس ما قدردان این خداحافظی زیبا ولی عجیب او هستیم.
کتاب چراغها را من خاموش میکنم، چهارمین اثر زویا پیرزاد، چاپشده در سال 1380 است که با توصیفات ساده و در عین حال دلنشین خود، توجه خوانندگان عادی و بزرگان محافل ادبی را به خود جلب کرد و تا امروز بیش از 90 بار چاپ شده است.
کتاب چراغها را من خاموش میکنم چندین جایزهی ادبی در ایران را به خود اختصاص داده است؛ از جمله جایزهی ادبی یلدا، جایزهی کتاب سال و جایزهی بهترین رمان سال بنیاد گلشیری.
ترجمهی این کتاب به نام The Things We Left Unsaid یا «چیزهایی که نگفته باقی گذاشتیم» در سال 2012 توسط فرانکلین لوئیس منتشر شد.
داستان این کتاب، زندگی کلاریس آیوازیان، زنی ارمنی را توصیف میکند که در سالهای قبل انقلاب در محلهی بوارده جنوبی آبادان با همسرش آرتوش و دو دختر دوقلوی 11 ساله و پسر 15 سالهاش زندگی میکند. با ورود خانوادهی سهنفره سیمونیان به خانهی روبهرویی آنها و دوست شدن دختر آنها امیلی با دوقلوها و شکل گرفتن ارتباطات خانوادگی، آشفتگی و تغییراتی در زندگی یکنواخت کلاریس به وجود میآید که موجب حوادث کتاب چراغها را من خاموش میکنم میشود. توصیفاتی که در کتاب چراغها را من خاموش میکنم از آبادان قبل از انقلاب شده بسیار دلنشین و تا حدی شگفتانگیز است. البته این کتاب از زبان زنی در طبقهی خردهبورژوازی نوشته شده و ما همهی واقعیت را نمیبینیم ولی تا همین حد نیز دلنشین است. جنبشهای فعالان حقوق زن، آیینهای مسیحیت، فرهنگ خانوادههای ارمنی کتاب را برای خواننده آشنا و غیرآشنا جذاب میکند.
داستان طوری از نگاه کلاریس توصیف شده که ما در لحظاتی خود را با او یکی میدانیم، وقتی او حرص میخورد و چیزی نمیگوید، کلافگی را در درون خود حس میکنیم، وقتی با پسرش به مشکل برمیخورد، احساس مادر بودن میکنیم و وقتی عاشق میشود، احساس احمق بودن میکنیم و وقتی عشق دریافت نمیکند، سرخورده میشویم.
کلاریس، زن قهرمان داستان در واقع قهرمان نیست. او تنها یک نظارهگر است، میبیند ولی دست به کاری نمیزند. به فعالان جنبش زنان غبطه میخورد ولی کاری نمیکند. فردی را میخواهد ولی قدم پیش نمیگذارد. فردی را نمیخواهد ولی کنشی از او سر نمیزند. او آنچنان به یکنواختی زندگی خویش عادت کرده که تصور زندگی دیگری برای او ترسناک است. ولی ورود امیل سامونیان به زندگی او، تلنگری است برای پیدا کردن خود، زمان گذاشتن برای علایق شخصی و برای یک بار هم که شده تبدیل شدن به چیزی که دیگران از تو انتظار دارند و به آن عادت نداری.
در برخی از نقدها دربارهی کتاب چراغها را من خاموش میکنم گفتهاند کلاریس تنها موجودی منفعل است و برای بهبود زندگی خویش و گامی برداشتن بیرون از منطقهی امن خود تلاشی نمیکند. بعضی هم گفتهاند رمان بسیار ابهامآمیز و محافظهکارانه است. رمان در واقع محافظهکارانه نیست، بلکه چیزهایی ناگفته باقی گذاشته شده و هدف پیرزاد در نوشتن داستان در واقع همین است. او نمیخواهد از کلاریس یک زن قهرمان بسازد. کلاریس خودش را از بندهایی که او را به زندگی قبلیاش گره زده رها نمیکند. او یاد میگیرد که خود را بشناسد، دوست داشته باشد و اطرافیانش را هم دوست داشته باشد و این در جای خود، یک عمل قهرمانانه به شمار میآید.
سکوت و سکون عجیبی در عنوان کتاب چراغها را من خاموش میکنم احساس میشود. انگار حرف آخر شخصیت اول داستان، تلاش او برای پایان دادن به تمام بحثها و درگیریهای فکری و روزانه، کمی خلوت کردن، شاید اندکی کتاب خواندن، سیگار کشیدن زیر چراغ کوچک روی میز و مبل تکنفرهای که منظرهای از گلدان روی هرهی پنجره که باید خاکش عوض میشد، همین سکوت است. شاید فضایی برای فکر کردن به نگفتههاست؛ نگفتههایی که گفتنشان یک جور باعث بدبختی میشود و گفتنشان جور دیگر.
کلاریس، با وجود عشق به فرزندان و همسرش، فقط فاصله میخواهد، همدل میخواهد. کسی را میخواهد که با او کتاب بخواند، که سیبزمینیها را صاف خلال کند، که دستش را بگیرد، که دستش را ببوسد.
انگار کتاب چراغها را من خاموش میکنم شخصیت ضدقهرمان ندارد و هیچکدام از آدمهای قصه را قضاوت نمیکند و به خواننده میفهماند که هرکس با جنگهای درونی خودش سرگرم است و جای قضاوت در این کتاب نیست. همچنین در مسیر داستان اکثر شخصیتها دچار تحولی درونی میشوند و عادتهای بد خود را کنار میگذارند. به جز بعضیها که همچنان در جنگهای روانی خود باقی میمانند.
در ادامه چند جملهای از نویسندگان انگلیسیزبان در مورد کتاب چراغها را من خاموش میکنم برای شما نقل میکنیم.
- یک پرترهی بینظیر به دست یک نویسندهی شگفتانگیز (فرنک هیلر نویسندهی کتاب حق تشنگی)
- جرقهای از تصور که میان شخصیتهای خواننده است زیباست، ولی چیزی که کتاب چراغها را من خاموش میکنم را بهشدت ارزشمند میکند، چیزهایی است که پیرزاد ناگفته باقی میگذارد. (آستین کرونیکل)
• چه کسی باید کتاب چراغها را من خاموش میکنم را بخواند؟
زمان و موقعیت جغرافیایی کتاب چراغها را من خاموش میکنم برای خوانندگان غیرایرانی این کتاب جالب است. در کل، خوانندگان این کتاب آن را رمانی آرام، بیدغدغه و با جلوههای زیبا توصیف کردهاند و بعضی از افراد از کمبود ماجراهای هیجانانگیز در کتاب ناراضی بودهاند. در کل اگر به دنبال کتابی با صحنههای دراماتیک و تغییرات مهم و ناگهانی در رویهی داستان میگردید، این کتاب را انتخاب نکنید. ولی اگر شما هم میخواهید روی مبلی روبهروی پنجره بنشینید و از اضطراب روزمره فاصله بگیرید و چراغها را بعد از به خواب رفتن همه خاموش کنید.